همه خواهان اینند که تو درخوابی و استراحت ... آستین همت بالا زدی و خلق کردی و حالا چون پیری فرتوت در باغ سرسبزی در حال گذران روزگاری ... دریغ که تو نه در زمان گنجی ... نه در مکان ... نه در خیال ... نه در سوال ... یادمان رفته تو همه چیزی که اینچنین وجودت را انکار می کنیم و تو را محدود زمان و مکان می کنیم !!!
درود دوستان نیک اندیش مانا
انقدر بحث گرم شد که یادتون رفت من نبودم !!! نتم قطع بود !!!
... بر من ببخشید
نسیم و محسن «کویر» دوست داشتنی ٬ سپاس از نگاهتون و وقت گذاشتن برای این مبحث ...
اول باید درمورد نظراتی که گفته شد من اعتقاد شخصی ام رو بگم ... اگر مبنای هر بحثی بشه اندیشه ٬ برداشت و خیال و تصور و تجربه ی ما ... بی هیچ شکی نتیجه ی دلخواه بدست میاد و ما رضایت داریم از اوضاع ... باید خوند ٬ شناخت و گفت ... تلاش من هم همینه !!! امید به اینکه موفق باشم ...
تو آفرینش انسان ٬ قدرت اختیاری بهش داده شده که اجازه میده راهشو انتخاب کنه ... جدا از کج و راست بودن ... و کدوم درست و یا نادرست ... چیزی که مهمه اینه قدرت اختیار وجود داره ... درمورد مثال محسن جان که بحث دارا و ندار بود باید بگم قسمت اعظم این داشتن و نداشتن ها برمیگرده به همین قدرت اختیار و بخشی از اون آزمایش به وسیله ی فقر و دارایی !!!
کسی که از فرصت ها استفاده نمی کنه ... هزینه های فرصت رو از دست میده ... سستی می کنه در مقابل اش کسی حضور داره که بی وقفه در تلاشه و تکاپو ... پس هر کدوم سهمی مشخص دارن ...
و چون هر انسان دارای ویژگی های خاصیه و استعداد های بالقوه ای که درش نهادینه شده با کشف هر یک از اون ها می تونه راه موفقیت رو طی کنه ...
وقتی قهرمان جهانی رو «هر رشته ی ورزشی» میبینیم هیچوقت نمی گیم این بی عدالیته و چرا ما جای اون نیستیم ... چون خوب میدونیم برای یه قهرمان جهان بودن خودمون رو پرورش ندادیم یا اصلا استعدادمون چیز دیگه است ... شاید تو موسیقی ...
انسان برای هر بُعد و هرکاری که ازش سر میزنه دارای ظرفیت هایه ... حتی پول داشتن یا نداشتن ... دیدید به بعضی از آدمها می گیم تازه به دوران رسیده ... ادمایی که تازه به مال و مکنتی رسیدن و هزار ادا و اطوار نجومی ازشون سر میزنه !!! این بر می گرده به همون ظرفیت بشر ...
آزمایش الهی فقط در اندازه ی یک آزمایشه و قابل تغییر ... اینطور نیست که دارا همیشه دارا باشه و ندار همیشه ندار ... و اینجاست که میبینم قدرت اختیار نقش اساسی رو داره ... و به همین دلیل عدل الهی زیر سوال نمیره ...
درست مثل کشورها ی توسعه یافته و توسعه نیافته ... کشوری که هیچ منابعی نداره اما در اوج قدرته و کشور با بیشترین منابع هیچ پیشرفتی نداره ... و این دقیقا استفاده ی درست از ظرفیت ها و داشته هاست ...
باید استعداد هامون رو کشف کنیم ... ظرفیت هامون رو بالا ببریم ... تا به اون چیزی که دوست داریم برسیم
و اما خبری که شنیدم و کلی من رو حیرت زده کرد ...
پاپ ها توی چند سال اخیر تک تیراندازهایی رو اطراف مکه گذاشتن و تا وقتی منجی میاد اون رو ترور کنن !!!!
اون ها معتقدند که آخر الزمانی هست و همینطور منجی اما با انجام این کارها می تونن اومدنش رو به تاخیر بندازن همونطور که مسیح رو به صلیب کشیدن و با عروج «یا مرگش » تا به الان اعتقادات دنیا رو زیر و رو کردن ...
و الان قوی ترین صلاحشون علمه ... با علم میخوان اندیشه های کذبشون رو القا کنن و برای همین من معتقدم آقای نیوتون با همه ی لطفشون و آقای هاوکینگ با تمام اندیشه ی والایی که دارن با احترام تحت تاثیر یک سری اندیشه های القایی قرار گرفتن هم در گذشته و هم در این سالها ... در حالی که علم تجربی و مادی هیچوقت نمی تونه فراماده رو تعریف کنه ... و این نظریه های از بنیان ویران مثل قارچ در حال روییدنه ... من فکر می کنم قارچ های سمی باشن شما چطور ؟!!!
و دست به دامن شدن علم به این دلیله که فلاسفه اشون به بن بست رسیدن ... نمونه ی بارزش هم همون مطلبی است که در پست قبل گذاشتم ... تمام جهان بر پایه ی شک استوار !!!
و چیزی که مهمه اینه من اسم اون انرژی رو خدا نمیزارم ... بلکه عامل اون انرژی رو خالق میدونم ... و این تغییر در سرنوشت انسان نشون میده اون هنوز هم هست ... هنوز هم بازنشسته نشده !!!!
جالب اینه که آقای نیوتون به شدت اصرار داشتن بگن خدا جهان رو خلق کرد با یه نظمی ... بعد یا خسته شده کنار کشیده ... یا جایگزینی انتخاب کرده و به خدای دیگری کارشو سپرده ... یا مرده ...
خدا نه خستگی براش معنا داره نه مرگ و نه جانشین داشتن و این سه تصویر ٬ تنها برای قالب انسان قابل درکه اینجاست که میگم با علم مادی و تجربی نمیشه فراماده رو به اثبات رسوند ...
ادامه نوشتها :
علم سه گام دارد ...
گام اول مغرور شدن به دانسته ها ... گام دوم شک در دانسته ها .... گام سوم و نهایت علم اینکه هنوز هم هیچ نمی دانیم !!!
این جمله هم از نظر فلاسفه درسته هم حدیثی بوده که منبعش یادم نیست میتونید قبولش نداشته باشید !!!
دغدغه ی اصلی نیوتون علم نبود بلکه داشتن نصبی در دربار اون زمان بود «برای اطمینان زندگی نامه اش رو مطالعه کنید » !!!
و در مقابل نیوتون ها ٬ انیشتین بود که اعتقاد کاملی به خالق داشت !!!
در کنار نیوتون ها ٬ هاوکینگ ها ... انیشتین ها رو ببینیم ... او همان کاشف فیزیک هسته ای است ٬ اگر نگوید همین فیزک اتمی جهان را به نابودی کشاند ... شاید برتر از نیوتون و هاوکینگ نیز باشد !!!
ســـــــــــــــــــــپاس از اینکه من رو کامل خوندید !!!
توضیح نوشت :
دوستان چند روزی نیستم ... طولانی تر از گذشته ... بر من ببخشید به مهربونیتون