تابو ... تابو شکنی ... من ... سوال ...
سودابه سرخیل :
تابوشکنی زنان و دختران ایرانی ادامه دارد. پس از برهنه شدن علیا ماجده المهدی دختر مصری در راستای اعتراض به نابرابری جنسیتی علیه زنان در مصر و حجاب اجباری، برخی از زنان و دختران ایرانی از جمله فیروزه بذرافکن، زیبا ناوک و اخیرا گلشیفته فراهانی نیز در حرکتهایی نمادین و تابوشکنانه برهنه شدند. در همین راستا سودابه سرخیل دختر ایرانی پناهجوی ساکن نروژ هم عکسی نیمه برهنه از خود را در فیسبوک قرار داد . وبلاگ نویسان مختلف حامی او این کار وی را در جهت «حمایت از علیا ماجده و فرهنگ آزادی بدن و جنبش برهنگی» اعلام کردهاند.
سودابه در صفحه فیسبوک خود نوشته است:
«وقتی تخم مرغ به وسیله یک نیرو از خارج میشکند، یک زندگی به پایان میرسد. وقتی تخم مرغ به وسیله نیروئی از داخل میشکند، یک زندگی آغاز میشود. تغییرات بزرگ همیشه از داخل انسان آغاز می شود! بیایید اجازه ندهیم ما را از بیرون بشکنند وقتی که قدرت شکستن از داخل را داریم. شکستن تابوها آغاز زندگی دوباره است. آغاز بازگشت به انسانیت. ما را از خود بیگانه کرده اند. گویا فراموش کردهایم حق زندگی داریم و انسان هستیم.»
حرف نوشت :
بازگشت به انسانیت ، خواندنش برای من جالب بود . بازگشت به انسانیت با بدنی برهنه درست مثل بازگشت به دوران کهن و پارینه سنگی بود و من در حال کنکاش با ذهن محدودم که آیا در آن زمان حداقل با برگ خود را نمی پوشاندند !!! و شاید برگ ها هم نشات گرفته از تابویی دیگر بودند برای پوشاندن آنچه که دیدنش هیچ ایرادی نداشت ... شاید اگر از همان دوران پارینه این حجاب نبود امروز این تابو ها هم نبودند و ما در تلاش برای شکستن !!!
تابو و تابو شکنی کلامی آشناست در این روزها که همه به دنبال آزادی و در پی تلاش برای رسیدن به آن هستند . آزادی که با از بین بردن تابوهای دیرینه و جایگزین کردن هنجار های جدید شاید بدست بیاید و شاید ما را از این بیراهه به ناکجا آباد بکشاند !!!
در این شکی نیست که جسم من متعلق به من است و صرفا تصمیم گیری درمورد آن با خود من است اما یک چیز ذهن مرا سخت درگیر خود کرده است و آن این است که آیا این صدای معترض سودابه ها و زیباها و گلشیفته ها فریاد من نیز میتواند باشد ؟؟؟
من میتوانم آیاد ادعا کنم که اینها نماینده ای از زنانی هستند که در کشورشان ، خاکشان ، آری همان وطن با دیده ی اغماض به آنها خیره میشوند ؟؟؟
جنبش غریبی است برای من "جنبش برهنگی " ...
حرف سر تابو شکنی های مذهبی است یا بقای انسانیت ؟؟؟ آیا فرقی است میان برهنگی ذهن و برهنگی جسم ؟؟؟
و آیا برهنگی کلام خوشایند است ؟؟؟
معنای حجاب از نظر لغت: 1- پرده 2- رادع 3- مانع 4- سد. 5- حائل بین دو چیز میباشد که این چند معنا همه برگشت به حائل حسی میان دو جزء میکند و یا میتوان گفت به معنای هر حائلی و اعم ازحسی و غیر حسی میباشد.
پوشش ، متفاوتِ با حجاب و آنچه که از دیرباز در ایران ما مورد توجه قرار میگرفت نوع پوشش زنان ایران باستان بود . امروز می بینیم دلگیری بسیاری از ما به فراموشی سپردن آیین و منش ایرانی مان است و اون رو نتیجه ی ورود اسلامی دروغین میدونیم . از منشورحقوق بشر کوروش تا تدبیر اندیشی های داریوش و سخاوت مندی و بزرگ منشی شاهان هخامنشی که زبان زد است کم نشنیدیم . کمتر جایی نشستیم و شنیدیم اونها را مورد سرزنش و نکوهش قرار بدن ...
با شروع جنبش برهنگی و عریان شدن زنان ایرانی برای اعتراض به تبعیض جنسیتی ، ذهن ناکوک من به این سمت کشیده شد که آیا ما از حجاب میگریزیم یا پوشش ؟؟؟
مطهری نامی است که همه ی ما به وفور شنیدیم حتی اگر کتابی ازش نخونده باشیم . اسلام شناسی که خوندنش از خوندن کتاب های استفان هاوکینگ به زبان اصلی سخت تر و فهمش دشوارتر !!!
در جایی خوندم یا شنیدم به یاد ندارم اما از قول مطهری گفته شده بود :
ما نمیتوانیم بگوئیم حجاب از ایران وارد اسلام شد اما میتوانیم بگوئیم پوشش کامل را خدیجه و فاطمه از زنان ایرانی یاد گرفتند !!!!
برای من شنیدن این حرف خیلی جالب بود . در کشوری زندگی میکنم که داعیه ی دین داری داره و نام اسلامی رو یدک میکشه و درکنارش مردمی رو میبینم که پوشش رو طاقت فرسا و اجباری میبینن و در کنارش تمدنی رو فریاد میزنن که درش پوشش یکی از موازین اخلاقی اساسی بود و با همه ی این احوالات زنانی رو میبینم که در خارج از ایران لباس از تن میکنن برای از بین بردن تبعیض های جنسیتی !!!
اما تبعیض جنسیتی حاکم در ایران براستی چیه ؟؟؟
آیا تنها دغدغه ی زن ایرانی اینه بدون پوشش از خونه بیرون بره و عریان توی خیابون های شهرش قدم بزنه ؟؟؟
من به عنوان یک زن ایرانی دوست دارم اگر بدون همسرم به سفری میرم بتونم توی هتلی مستقر بشم . من دوست دارم بدون اجازه ی کتبی همسرم به خارج از کشور برم . من دوست دارم وقتی زیر یک ماشین له میشم به خانواده ام همون دیه ای تعلق بگیره که از له شدن یک مرد زیر چرخ های یک ماشین به خانواده اش تعلق میگیره . چون این روزها میبینم اونکه نان به سفره میاره صرفا مرد خانواده نیست و زن های زیادی به سختی در کنار همسرانشون کار میکنن و هزار چیز دیگه که عریانی بدن توش نقشی نداره و از راه عریان شدن من به دست نمیاد . پوششی که یک تابو نیست تا نیاز به تابوشکن داشته باشه ، تابو شکنی که در پی این کارش هزینه های گزافی بده .
ترس جامعه از عریان دیدن گلشیفته ها نیست ، ترس از مسیر اشتباه برای رسیدن به خواسته های پیش پا افتاده و معمولی و درست است . مسیری که هدف رو زیر سوال ببره ، مسیری که نتونه تو رو به به مقصد برسونه چطور میتونه راه پیدا کنه در میان مردم و همه رو به خودش بخونه . حرف از ترس من درمورد اینکه دیگران درموردم چه قضاوتی خواهند داشت نیست ، حرف بر سر هدفی است که تعیین میکنم و برای رسیدن بهش تلاش میکنم .
شجاعت شاید این باشه که من امروز برم زیر رگبار گلوله تا شاید صدای من به گوش عده ای برسه و شاید فردا به خاطر شرایطی که حاکمه همین کار من حماقت محض باشه .
واقعا اگر تو ی تجمعی جمعی از زنان روسری از سر بکنن برای اعتراض به اینکه چرا نباید توی کشوری که هستن پوشش دلخواهشون رو داشته باشن بیشتر جواب میده یا عریان شدن عده ای توی اونطرف مرزها که حتی خواسته های دیگرون رو هم زیر پا له میکنن با مسیر اشتباهشون ؟؟؟؟
بخشی از نظر محمد درمورد زور و اجبار برای حاکم کردن این پوشش و حجاب بود که کاملا باهاش موافقم . درسته ما اگر پوشش مناسبی نداشته باشیم نباید با بی حرمتی روبرو بشیم و درست تر اینه که ما باید در هر شرایطی به انسانیت همدیگه احترام بزاریم در جامعه ای که درش روح انسانی جریان داره اما چیزی که این وسط نادیده گرفته میشه اینه که ما در کشوری زندگی میکنیم که هنجارهای خودش رو داره و تا زمانی که در اونجا به سر میبریم ملزم به رعایت اونها هستیم .
و یک سوال که خیلی به ذهنم داره فشار میاره ...
گلشیفته عریان شد تا نقی ، نجفی شکل بگیرد ؟؟؟
وقتی که بدن ابزار قلم شد ...
تلفیق برهنگی جسم و کلام
و اما نظر شما درمورد این تلفیق ؟؟؟
توضیح نوشت۱ :
با پوزش از نسیم و محمد خوبم ... برای اینکه بحث پراکنده نشه مجبور به ادغام دو تا پست شدم و برای همین نظراتتون رو به نظرات پست قبلی که مرتبط هم بودن اضافه کردم ...
توضیح نوشت ۲ :
من سرتاسر سوالم ... پاسخی باشد تشنه ی شنیدنم ...
توضیح نوشت ۳ :
نقل قول از استاد مطهری دارای منبع نیست ... میتوان نپذیرفت البته عین کلام ایشون این نبوده و گرنه همچین طرز فکری داشتن با توجه به منبعی که نسیم بانو ذکر کردن ... من صرفا شنیده ام رو گفتم ... پوزش

