.. بغض .......
و تو بگذار من همچنان خاموش باشم
در روزهای سردی
که شاید من عجیب گرمم
از به دوش کشیدن
کیسه های کهنه ی غم
که مرا یارای به دوش کشیدنش نیست ...
و بگذار آرام لبخند بزنم
به دهن کجی دنیا
که دارد بد تایم میکند در روزهایی که من میدانم اما نمیتوانم
و بد روزگاری است
که در آن تزویر ... تسکین است
دروغ ... امنیت
و بغض یک حقیقت ...
و بد روزگاری است
که در آن مهر ... عصیان است
صداقت ... حقیر
و بغض یک حقیقت ...
و تو بگذار من
سرم را بر شانه های سایه ای بگذارم که میدانم توهم یک بودن است
و تو میدانی
این روزها ...
بغض یک حقیقت است ....

+ نوشته شده در جمعه یکم دی ۱۳۹۱ ساعت 18:20 توسط مانا
|