ویکی پدیا

عاطفه رجبی سهاله (زاده ۱۳۶۶ مشهد - اعدام شده در ۲۵ مرداد ۱۳۸۳ نکا) دختر دانش آموز ۱۶ سالهای بود که توسط دادگاه به داشتن جریجه دار کردن عفت عمومی متهم و توسط قاضی حاج رضایی (رییس دادگستری نکا) به اعدام محکوم شد. حکم اعدام او توسط دیوان عالی کشور در یک هفته تایید شد. قاضی حاج رضایی طناب دار را شخصاً به گردن وی انداخت و او را در میدان شهر نکا بدار آویخت.
مادر وی در یک تصادف کشته شده و پدر او نیز معتاد بودهاست. او همچنین وظیفه نگهداری از پدر بزرگ و مادر بزرگ خود را نیز بر عهده داشت. او چندین بار توسط ستاد امر بمعروف دستگیر شده بود
او برای اولین بار در سال ۱۳۸۰ توسط بسیج دستگیر و به جرم روابط نامشروع در سن ۱۳ سالگی به صد ضربه شلاق و زندان محکوم میشود زیرا قوانین ایران دختران بالای ۹ سال را بزرگسال میداند
پس از آنکه برای پنجمین بار توسط ستاد امر بمعروف دستگیر میشود، در دادگاه به تجاوز مکرر یکی از پرسنل سابق ۵۱ ساله سپاه به نام علی دارابی به وی در زندان بهشهر اشاره میکند. قاضی، علی دارابی را به شلاق و عاطفه را به اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی به اعدام محکوم کرد.بنا به قوانین ایران درصورتیکه فردی پس از چهار بار زنا، مجدد مرتکب این اقدام شود به اعدام محکوم خواهد شد. این درحالی است که خود او در اعتراض به اولین محکومیتش نوشتهاست: «مدارک پزشکی [موجود] است که ثابت میکند عصب و روان ضعیفی دارم و در دقایقی از شبانه روز مختل المشاعر میشوم که هرگونه عمل مثبت یا منفی ممکن است از اینجانب بروز پیدا کند..... همه اهالی محل میدانند که ثبات روانی ندارم. آیا جنونی که بعضاً ادواری است و اینجانبه را در بر میگیرد و در آن لحاظ مجنون میشوم نمیتواند مانع تصمیم گیری عقلانی ام باشد؟....علی هذا سابقهام با توجه به ناقص بودن عقل و فکرم که از اینجانبه سوء استفاده شده خراب است. فقط میتوانم ادعایم را با شهادت گواهان محلی و تست پزشکی قانونی ثابت کنم.»
قاضی با ارائه اسناد غیر واقعی به دیوان عالی کشور سن وی را ۲۲ سال اعلام میکند.[۲] بیانیه عفو بینالملل پیرامون اعدام کودکان در ایران اشارهای به این مورد دارد و مینویسد:"اشتباه در سن عاطفه سهاله فقط پس از اعدام، موقعی که وسایل شخصی و وصیتنامه او را به خانوادهاش تحویل دادند، برملا شد. شادی صدر، حقوقدان و مدافع حقوق بشر، شکایتی از سوی خانواده عاطفه سهاله علیه قاضی رضایی به خاطر اعدام نابجای او تقدیم کردهاست. سه سال پس از واقعه، در مورد این شکایت هیچ تصمیمی صورت نگرفتهاست."[۳] تاکید همسایگان بر اختلالات روحی وی و عدم ثبت صورتجلسه دادگاه بیش از پیش اعدام وی را در هالهای از ابهام فرو برد.اعدام وی جنجال برانگیزترین مورد اعدام کودکان در ایران بود.از جمله روزنامههای گاردین و ایندیپندنت با ارسال خبرنگاران خود اعدام وی را پوشش دادند.
-----------------------------------------------
مردی با ۵۱ سال سن مقصر اتفاقی این چنینی نیست ...
دولتی با اون همه اهون و تلوپ مقصر اتفاقی این چنینی نیست ...
قوه ی قضائیه محترم نیز صد در صد مقصر اتفاقی این چنینی نیست ...
مجلس که به هیچ وجه مقصر اتفاقی این چنینی نیست ...
آقااااااااااااااااا که اصلا حرفشم نزن مقصر اتفاقی این چنینی باشه !!!! شرم باد !!!!
اما ...
مقصر یک دختر ۱۶ سال نه همون ۲۲ سالی که اینا میگن ...
چون مادر نداره ...
چون پدر نداره ...
چون حق زندگی نداره ...
چون ارزش یک سپاهی رو نداره ...
چون یک زن ...
چون از ۱۳ سالگی به خواست قلبی به روابط نامشروع تن داده ...
چون اصلا بس که نیاز به رابطه داشته و شرایط ازدواج رو نداشته و باید یه جوری نیازهاش رو برطرف میکرده دست به همچینی کاری زده ...
چون نداشته های زیادی داشته ...
اما بی شک اون خدایی داشته جناب آقای خاتمی عزیز ... دولت وقت مقصر این ماجرا نبود ... کسی مقصر نیست ....
بلکه از ماست که بر ماست ...
حرف نوشت :
میدونی ۹۹.۹٪ دوست تر دارم این اتفاق یک دروغ باشه اما وقتی ۰.۱٪ احتمال میدم این اتفاق واقعیت داشته باشه دوست دارم با یه ماشین از رو همه شون رد شم و همه شون رو از دم له کنم ...