پ ... د ... ر
تازگی ها فهمیدم
معنای وجود داشتنت را خیلی ها نمیتوانند درک کنند
و خیلی های دیگر همچنان روی کاغذ می نویسند پدر
و به ان لبخند میزنند
اما من برای هر سطر نوشتنت اشک میریزم
چون برای پ د ر شدنت
سالها درد خمیدگی را به جان خریدی
حتی زمانی که استوار جلویم قد علم کردی و گفتی نه
روزهای متاسفی دارم
برای نفهمیدن انچه که در تو جا میشود
+ مخاطب نه پدر خودم که واژه ی پدر ِ
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 11:0 توسط مانا
|