تازگی ها فهمیدم

معنای وجود داشتنت را خیلی ها نمیتوانند درک کنند

و خیلی های دیگر همچنان روی کاغذ می نویسند پدر

و به ان لبخند میزنند

اما من برای هر سطر نوشتنت اشک میریزم

چون برای پ د ر شدنت

سالها درد خمیدگی را به جان خریدی

حتی زمانی که استوار جلویم قد علم کردی و گفتی نه

روزهای متاسفی دارم

برای نفهمیدن انچه که در تو جا میشود

 

 

 

 

+ مخاطب نه پدر خودم که واژه ی پدر ِ